![]() |
![]() |
|
| من گرم خودسوزی ابراهیمم |
|
حکم تخلیه تا رسید قولنامه های جعلیت پاره پاره میشوند روزهای از اجاره عقب افتاده ترم تو اما بی خیال تر از انی که باشی برای هویت جیب برها دزدیده شده ات المثنی ی صادر نشده این پلاک باورت نمیشود نه رنگ عشق بوی نان هم نمیدهد باور کن بهتر که روی دست خیابان بلند شدی با هرچه عاشقانه توی خانه دوستت دارم های انتظار کشیده از بیخیالیت جری که شدم کف خیابان انباشته روی هم توی پلمپ های اهنی امضا امضا در استشهاد اشکها روزهای نیامده از تو تخلیه میشوند ============= لطفا نقد کنید ----------------------- |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
□ سجاده تا نفرین یک دعا پهن شد □ سنگی نمانده به سنگسار خورشید شلهای خیابان به کوتای خویش میبالند وسان پاطلایی ها رژه ی سربازهای فراری را □مرده شور ها به انتظار دموکراسی تو تو تروریست ها سوپسیت میشوی بی بی های دل بریده امن یجیبو تو نیامده ای گلوله ات روی شقیقه ها ی ثانیه هاست سرخ روی انتظار تقویم چکیده ای تا جانمازهای اضافه خورده خودکشی کنند من کاسه اب توبه خون میشویم □نه دایره کج ومووج روی شعاعهای شکست خورده اش سبز سبز بنویسم بگذار سجاده تا نفرین همین دعا جمع شود
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
همراه من
چشمان سبز زهرا |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|